خرید بک لینک

ی جوری شده ک اگه مجال بدن از خودم دفاع کنمم حالشو ندارم.

دنیا مگه چقدر قراره طولانی باشه که بخوای ثابت کنی تقصیر تو نیست . . .

اتفاق افتاده مگه درست میشه؟!

بیخیال مقصر شین.

زندگی اونقدرام طولانی نیست

خوشیاش اونقدر پایدار و با دوام نیست ک همون دوصباحشو بخوایم با پی مقصر گشتن زهر کنیم.

خیلاص:)

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: سه شنبه 5 اسفند 1399 ساعت: 21:28

که لطف خنجر ابراهیم به تیز بودن احکام است نبخش مرتکبانت را تو حکم واجب الاجرایی و عشق جوخه ی اعدام است

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: سه شنبه 5 اسفند 1399 ساعت: 21:28

نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم بکشانی چ ب قعرم برسانی

ن من آنم ک ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی ک گدا را ننوازی

#عزیزترین

#لاشریک_لک_لبیک

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

بسم الله یهدی من یشإ

سرد شده ام.تنم منجمد شده و بغض هایم یخ بسته اند...

دیگر کمتر گریه ام میگیرد...ن ک گلویم حجیم نشود

نه

سرریز ندارد...

ولی خب میدانید حجم آب یخ زده بیشتر از آب جاری است...این است که سینه ام فشرده تر شده...این است که گلویم بیشتر درد میگیرد و ....

ادامه مطلب》》

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

شرم میگفت نگاهت نکنم گفتم چشم

عشق می خواست ببیند نظری

دعوا شد!

#لا_مخاطب

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

بسم الله انا له و انا الیه یرجعون او رفت...پر کشید...و دیگر نیستدیگر نمیتوانم لبخند هایش را ببینمدیگر چشم هایش برایم مهر نمیپاشنداو دیگر نیست تا بهانه ی دیدنش را بگیرم...و او مرا یادش باشد...و من جانم

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

بسم الله الذی رب شهدا وصدیقینگاهی قلم می ماند از نوشتن و کاغذ جا میزند از نمایاندن عظمت واقعه...مصیبه ما اعظمها...و گاه دل هایی معطر به بوی خدا دست به عمل می برند و آینده پروری می کنند؛از آن دست اعمال

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

تو حوض خونه ی ما ماهیای رنگارنگ

بالا و پایین میرن با پولکای قشنگ

کلاغه تا میبینه کنار حوض میشینه

میخواد ماهی بگیره میخواد ماهی بگیره

:)

دلم ی حوض میخواد و ماهی قرمز عید...

ک دستمو ببرم تو حوض و هی دنبالشون کنم تا بگیرم ...

ک هی لیز بخورن از زیر دستم ...

ک دلم بره براشون و دل ببندم...

ک لبخند ول بدم براشون...

دست کم امسال تشیع جنازه ی ماهی و یه هفته عزاداری و زانوی غم ب بغل گرفتن و تو سر خودم زدن بابت دلی ک سرید و دم عید ماهی گرفت،ندارم...

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

بسم الله لذی رب النور العظیم... قاشق را بلا می آورم و بغض گلویم را میبندد...غذا را پایین میدهم و آب جمع میشود در چشم هایم..._تو هنوز یاد نگرفتی غذا رو نباید داغ داغ بخوری؟بزرگ شو ی دره...نگاهش میکنم.ل

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1399 ساعت: 21:46

صفحه بندی